قلهی بارو یکی از قلل البرز مرکزی است که در شمال غرب تهران و در نزدیکی مناطق وردآورد و سولقان قرار دارد. این قله با ارتفاع ۳۲۸۰ متر در کنار قلههای پهنه سار و کندر مجموعه قلل چشمه شاهی را تشکیل میدهد. یکی از موارد گنگ در این منطقه نام قلل است. در برخی منابع قله چشمه شاهی و بارو همسان در نظر گرفته شده اند اما در منابع دیگر قله بارو یکی از قلل توده چشمه شاهی در نظر گرفته میشود. با توجه به آخرین اطلاعات، قله بارو یک قله مستقل در این خط الراس است که تابلو مشخصی دارد. قله بارو یکی از مقاصد محبوب کوهنوردان تهرانی است و در تمام فصول سال صعودهای متعددی به آن انجام میشود.
۱. مسیر جنوب غربی از روستای واریش: این مسیر یکی از متداولترین راههای صعود به قله بارو است. دسترسی به آن از طریق اتوبان تهران-کرج و مسیر وردآورد ممکن است. کوهنوردان پس از عبور از روستای وردیج و واریش، مسیر صعود را آغاز کرده و پس از گذر از چند شیب تند، به قله میرسند.
۲. مسیر جنوب شرقی از روستای کشار بالا
۳. مسیر شرقی از روستای کندر
۴.مسبر شمال شرقی از روستای سنگان
۵.مسیر شمال غربی از روستاهای خور و ارنگه
روز جمعه مورخ ۶ شهریور ماه ۴۰۵ اولین برنامه از سری برنامههای دورهی متوسطهی باشگاه توچال استارت خورد. طبق قرار قبلی همهی اعضای تیم ساعت ۵ صبح در میدان اول شهران گرد هم آمده و با یک دستگاه هیوندای به مقصد روستای واریش به راه افتادیم و بعد از ۴۵ دقیقه و سرزدن سپیده به پارکینگ روستا رسیدیم. آفتاب بالا آمده بود و هوای مطبوع دم صبح نوید از یک صبحگاه تقریبا خنک میداد. تیم ۱۱نفره به سرقدمی آقای ضیایی و عقبداری آقای افشاریان در ساعت ۶ صبح و بعد از یک ربع آماده سازی و گرم کردن از کوچههای ساکت روستا به راه افتاد.
آغاز مسیر پیمایش از جادهی خاکی شروع میشد و پس از گذر از پیچ دره ، روستا و باغات سرسبز آن از نظر پنهان و قلهی بارو غرق در درخشش آفتاب ملایم صبحگاهی از دور ظاهر شد. در ساعت ۷:۱۵ و بعد از گذر از آب بندهای روستا ،تیم برای صرف صبحانه در سایهی درختان بید کف دره توقف کرد. همچنین دوستانی که تازه اولین برنامهی خود را با باشگاه تجربه میکردند به معرفی خود و فعالیتهای کوهنوردی شان پرداختند. آقای افشاریان نیز به ذکر پارهای نکات آموزشی در این خصوص پرداختند. در ساعت ۷:۴۵ دقیقه تیم به راه افتاد.
مسیر شیب ملایمی داشت و باد ملایمی نیز که یادآور از راه رسیدن خنکای پاییز بود بر صورتمان میوزید و اجازه نمیداد گرمای شهریور ماه خستهمان کند. صدای باد در علفهای زرد خشکیده میپیچید و در پهنهی آسمان ابرهای خطی کم رمقی گه گاه بر نمای دشت سایه میافکندند. در پشت سرمان قلههای کم ارتفاعتر واریش، لیز و لیچه در یک سو و قلهی گمنام پشتو در سوی دیگر قرار داشتند. بعد از گذر از شیب در طول مسیر موقعیت دست به سنگی وجود دارد که به ی نردبان کوچک هم تجهیز شده است.
خوشبختانه همهی اعضا با حمایت سرپرستان به راحتی ازین موقعیت گذر کردند و در گردنهی قبل از اخرین شیب به سمت قله، برای تجدید قوا به استراحت پرداختیم. رخ خط الراس سنگی نزدیکتر و وزش باد تندتر شده بود. اینبار هم اقای افشاریان لطف کردند و نکاتی ضروری در خصوص چگونگی چیدمان کوله پشتی و نحوهی باتوم زدن صحیح و همچنین نکاتی در خصوص احترام به زیست بوم کوهستان برای اعضا شرح دادند. بعد از حدود بیست دقیقه استراحت دوباره در شیب پایانی به راه افتادیم. در ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه به اولین قله یعنی بارو رسیدیم. افق قلل بلند و خط الراسهای کشدار کوهها تا دوردستها مهمان دیدگان کوهنوردان مشتاق بود و قله و دشت سبز پهنه سار هم درست در پشت قلهی بارو و در نزدیکی قدمهایمان خودنمایی میکرد.
بچهها بعد از استراحت و عکاسی پشت سر سرقدم برنامه به سمت قلهی دوم به راه افتادند. در نیمهی مسیر تا قلهی کندر تابلوی جدیدی نصب شده بود و قلهی فرعی با اسم چشمه شاهی کوهنوردان را وادار به توقفی کوتاه میکرد. هرچند موقعیت اصلی قلهی چشمه شاهی در انجا نبود اما کوهنوردان فرصت را برای گرفتن عکسی دیگر با تابلو از دست نمیدادند. راس ساعت ۱۲ به قله ی کندر رسیدیم و دقایقی بعد از استراحت و صرف خوراکی مستقیما از شیب زیر قله کندر مسیر فرود را در پیش گرفتیم و بعد از گذر از موقعیت دست به سنگ چالشی نهایتا در ساعت ۲:۱۵ برای صرف ناهار در سایه سار همان درختان بید قبل از اب بند توقف کردیم و بعد از صرف ناهار در نهایت برنامه بعد از رسیدن به روستا در ساعت ۳:۱۵ به اتمام رسید.


نظرات ثبت شده ( 0)